باورهای نادرست درباره ازدواج

باورهای نادرست درباره ازدواج

رهایی از افسانه های غلط ازدواج

امروز در تالار وب در مورد  باورهای نادرست درباره ازدواج برا شما صحبت می نماییم، امید است از این مقالهاستفاده کافی ببرید. باورهایی نادرست اما رایج درباره ازدواج در بین ایرانی ها وجود دارد که باید سعی کرد از انها دوری کرد.

از جمله: ازدواج میکنم تا حالم خوب شود، ازدواج میکنم تا از مشکلات خانوادگی فرار کنم، اگر با فلانی ازدواج کنم خوشبخت میشوم ولاغیر!، ازدواج یعنی اسارت و…

 

باورهای نادرست درباره ازدواج
باورهای نادرست درباره ازدواج

 

اما چند توصیه کوتاه برای رهایی از افسانه های ازدواج

ازدواج را به عنوان درمان مشکلات روانی و رفتاری خود نپندارید و حتما سعی کنید قبل از ازدواج آن ها را برطرف کنید.

ازدواج را راهی برای فرار از مشکلات در نظر نگیرید چون جریانی است برای تکامل و هر نوع تکاملی سختی‌ها و مشکلات خاص خود را دارد.

آگاه باشید که در هر خانواده‌ای مشکلاتی وجود دارد و شما مسئول همه‌ی اشتباهات نیستید ولی بی‌شک شما مسئول انتخاب خود هستید و خواهید بود. پس با چشم‌باز انتخاب کنید.

حرف آخر را خودتان بزنید.

اگرچه دیگران ممکن است برای انتخاب به شما توصیه‌هایی کنند یا تحت‌فشارتان بگذارند اما انتخاب با شماست. بی‌تردید در صورت عدم موفقیت شما در ازدواجتان آن‌ها خود را مسئول ازدواج نافرجام شما نمی‌دانند.

بهتر است دوستی قبل از ازدواج، به‌صورت آشنایی قبل از ازدواج و تحت نظر خانواده‌ها و به‌صورت خواستگاری رسمی صورت بگیرد تا به‌جای تبادل احساسی و درگیری‌های عاطفی به مسائل منطقی فرآیند شناخت منجر شود.

خوشبختی به‌خودی‌خود رخ نمی‌دهد، بلکه ساخته می‌شود. به‌اندازه انتخاب_همسر خوب، تلاش در حفظ آن نیز مهم است.

 

اهمیت هوش معنوی در ازدواج

اهمیت هوش معنوی در ازدواج

کسی که می‌تواند برای روزگارش معنایی بیابد و هدف تعیین کند، هوش معنوی مناسبی دارد. میل به تعالی و اتصال با بیکرانگی و توان پاسخ دادن به سوال‌های اساسی زندگی از مولفه‌های هوش معنوی است. این هوش خاص انسان است که دو روانشناس به نام های زوهار و مارشال آن را کشف کردند و روی آن اسم هوش نهایی را گذاشتند. هوشی که برای حل مسائل مفهومی و ارزشی استفاده می شود. هوش معنوی زمینه تمام آن چیزهایی است که ما به آنها اعتقاد و باور داریم. سوال های جدی در مورد اینکه از کجا آمده ایم، به کجا می رویم و هدف اصلی زندگی چیست، از نمودهای هوش معنوی است.

مثلا پرستاری که در برابر بیماری که به بیمارستان و حتی او بد و بیراه می‌گوید، عصبانی نمی‌شود و صبوری می‌کند، از هوش هیجانی بالا برخوردار است اما پرستاری که بیماری که به روزگار بد و بیراه می‌گوید آرام می‌کند، از هوش معنوی بالا بهره‌مند است. کسی که از نظر معنوی هوشمند است، کل‌نگر است و می‌تواند در عین حال که لحظات را پاس می‌دارد، جایگاه خودش را در بیکرانگی جهان پیدا کند. هوش منطقی بسیار را در رایانه‌ها هم می‌توان سراغ گرفت. برخی حیوانات، درجاتی از هوش عاطفی دارند. هوش معنوی اما، انگار به طرزی یکه و ممتاز مخصوص آدمی است.

هوش معنوی به چه درد می خورد؟

این هوش برای کارکرد اثربخش هوش عقلانی و هوش عاطفی ضرورت دارد. در واقع هوش عقلانی دروازه ورود فرد برای کسب موفقیت در رشته تحصیلی مورد علاقه اش است، اما آنچه او را در زمره بهترین ها در شغل و حرفه او قرار می دهد، هوش عاطفی است.بهره مندی از حداقل هوش عاطفی آغاز راه سفر به سوی معنویت، خودآگاهی و هوش معنوی است که خود موجب تقویت هوش عاطفی می شود. از طرف دیگر هوش عاطفی نیز می تواند در رشد و ارتقای هوش معنوی موثر باشد. دو هوش عاطفی و هوش معنوی تاثیری مستقیم و مثبت بر یکدیگر دارند. رشد و توسعه هر یک باعث پرورش و توسعه دیگری می شود.

هوش معنوی جنبه های مختلفی از آگاهی و زندگی ذهنی و روحی درونی فرد را با زندگی و کار بیرونی متصل و یکپارچه می کند و نوعی آگاهی درباره تمامیت جهان به شکلی کلی به فرد می دهد. هوش معنوی توانایی رفتار کردن با دلسوزی و دانایی در حین آرامش درونی و بیرونی، صرفنظر از پیشامدها و رویدادهاست. افراد با هوش معنوی بالا در حین قضاوت، توانایی منصفانه و دلسوزانه رفتار کردن را دارند.

در یک زندگی مشترک، هوش معنوی ما را قادر می سازد همه چیز را آنطور که هستند ببینیم و بزرگترین فشارها را تحمل کنیم

هوش معنوی و ازدواج

در یک زندگی مشترک، هوش معنوی ما را قادر می سازد همه چیز را آنطور که هستند ببینیم و بزرگترین فشارها را تحمل کنیم. افراد با هوش معنوی، ظرفیت تعالی داشته و تمایل بالایی نسبت به هشیاری دارند. از یک حقیقت غایی که ایجاد احساس یگانگی و وحدت می کند، آگاهی دارند و حضور الهی را در فعالیت های عادی تشخیص می دهند. در واقع چنین فردی، تک تک رفتارهای خود را در زندگی مشترک بر اساس الهیات بنا می کند. او صرفا فردی مذهبی نیست. بلکه فردی است که فلسفه دین و زندگی را می فهمد و در زندگی اش رعایت می کند. چه در رفتار با همسر، چه در مواجهه با مشکلات زندگی مشترک و چه در حل و فصل اختلافات زناشویی.افرادی که ذاتا مذهبی هستند راحت تر می توانند با استرس ها برخورد کنند و بیش از سایرین بر بحران های روحی و مشکلات غلبه کنند. افراد دارای هوش معنوی، در واقع تسلط بیشتری بر اوضاع دارند و کمتر خود را در مقابل دشواری های زندگی می بازند.

خیرخواهی عملی و معنوی؛ خردمندی؛ فضیلت و انسانیت؛ دلسوزی و بخشش؛ وقار و تعهد؛ زندگی با شوق؛ عشق، فداکاری و شفقت؛ ایمان و ایثار؛ و راحت بودن در تنهایی بدون احساس تنهایی و… هم از دیگر خصوصیات افراد دارای هوش معنوی بالا هستند. آنها انعطاف پذیرند، کمتر شکایت می کنند، شناخت بهتری نسبت به خود دارند بنابراین انتخاب های ازدواجشان صحیح تر است. توانایی بیشتری در کنترل خود دارند و این به خودی خود جلوی بسیاری از آسیب های رابطه را می گیرد. روانشناسان می گویند بروز کامل عشق در شخصیت و توانایی برای شاد زیستن در افرادی که هوش معنوی بالاتری دارند بیشتر دیده می شوند.

تکلیف شان مشخص است

افراد با هوش معنوی کسانی هستند که می دانند «چرا» انجام می دهند و «چه چیزی» را انجام می دهند. آنها دیگران را به خاطر چیزی سرزنش نمی کنند و همواره مسئولیت بخشش خود و عملکردهایشان را می پذیرند.آنها اهل کار هستند چون کار را مکانی برای خلاقیت، اعتماد به نفس و یادگیری، جایی که پول و پاداش، ثانویه است، می دانند. آنها همسر و اقوام را انسان هایی با قوت، ضعف، نگرانی، نیازها و خواسته های خودشان در نظر می گیرند و برایشان بخشندگی و درک متقابل در اولویت قرار دارد.آنها از زندگی مادی دست نمی کشند بلکه خواهان ایجاد تعادلی در زندگی مادی همسو با اهداف متعالی و معنوی خود هستند.

یک همسر دارای هوش معنوی بالا، به جای کنترل، اعتماد می کند و به جای مطرح کردن خود، فروتنی نشان می دهد. او در انتخاب همسر بر ارزش های اخلاقی مثل صداقت، درستی، آزادی و عدالت تاکید دارد و تعهدی که به همسرش احساس می کند، به دلیل درستکاری او است نه از ترس خیانت دیدن از همسرش.

منبع: تبیان

+۵شرط ازدواج بادوام را بشناسید

+۵شرط ازدواج بادوام را بشناسید

شروع هر ازدواجی با هزاران آرزوی خیر و امید به خوشبختی است. اما آیا واقعا هر ازدواجی به خوشبختی منجر می شود؟ آنهایی که امروز در دادگاه های خانواده رفت و آمد می کنند همان همایی نیستند که یک روز با عشق و امید سر سفره عقد نشستند؟

خطر سردی و جدایی هر زندگی مشترکی را تهدید می کند. اگر به دنبال تضمینی برای ازدواج موفق هستید، این ۵شرط را به خاطر بسپارید.

 بازی و تفریح در هر سنی

زوج هایی که با هم بازی می کنند، زوج هایی که قسمتی از زمان هر روزشان را برای با هم تنها بودن کنار می گذارند با هم می مانند با هر لبخند مشترک و تبادل کلامی خوشایند، ارتباط شان را تازه می کنند. به این ترتیب، شانس پایداری ازدواج خوب تان در شکلی مناسب را بالا ببرید.

 قدرشناس باشید

قدرشناسی و سپاسگزار بودن یک شرط مهم برای زنده نگه داشتن عشق است. قدرشناسی با احترام توام است و به طرف مقابل احساس دیده شدن، در نظر آمدن و ارزشمندی می دهد. اگر همکاری همدیگر را بدیهی فرض کنید، نمی توانید به طرف مقابل تان نشان دهید که ارزش کارهای او را می دانید. برای آنکه پایه های زندگی تان را مستحکم تر بنا کنید باید قدرشناس، دلسوز و غمخوار باشید.

 چسب زندگی زناشویی

رابطه جنسی خوب برای ساختن یک ازدواج خوب کافی نیست اما اگر رابطه جنسی کم یا غایب باشد، احتمال آنکه ارتباط شما شکننده شود و رو به فروپاشی برود، بیشتر و بیشتر خواهد بود. رابطه جنسی، چسب زندگی زناشویی است که اگر کم قوت باشد یا حذف شود می تواند زندگی شما را هزارپاره کند. سردی عاطفی و طلاق احساسی همیشه با کم بودن یا بی کیفیت بودن رابطه جنسی همراه است.

قدرشناسی با احترام توام است و به طرف مقابل احساس دیده شدن، در نظر آمدن و ارزشمندی می دهد

تجربه های مشترک

تازگی و تجربه های جدید، رابطه را محکم می کنند. یک بازی جدید، قدم زدن در مکانی متفاوت، آزمودن یک روش جدید برای ورزش کردن با هم، یک کار داوطلبانه عام المنفعه مشترک، با هم درس خواندن و با هم هدفی مثل خرید خانه یا ماشین یا حتی سفر رفتن در نظر گرفتن باعث می شود شور و اشتیاق به رابطه تان بیاید. در زندگی که من و تویی وجود داشته باشد و تجربه های فردی بر تجربه ها و اهداف مشترک غلبه کند، هیچ دلیلی برای ادامه رابطه باقی نمی ماند.

 زخم ها را رها نکنید

کینه ها، دلخوری ها و ناراحتی های ابراز نشده و حرف های گفته نشده می توانند رابطه شما را به شدت تهدید کنند. اگر به دنبال آن هستید که رابطه ای استوار داشته باشید، از همین حالا تلنبار نشدن حرف ها و احساسات را تمرین کنید. کار سختی است چون اغلب گفتن این حرف ها باعث ناراحتی و اختلاف می شود اما نگفتن آنها اگرچه در ظاهر اوضاع را آرام می کند اما مدتی بعد می تواند تبدیل به یک زخم کاری و غیرقابل درمان در رابطه تان شود. زوج های موفق آنهایی هستند که ماهرانه در مورد مسائل حساس حرف می زنند و ناراحتی های غیرعمدی را التیام می بخشند. آنها به گونه ای اثرگذار درباره تفاوت هایشان صحبت می کنند، به دغدغه های یکدیگر واکنش نشان می دهند، به راه حل های «برد – برد» می اندیشند، و مهارت بخشیدن پس از ناراحتی ها را همواره تجربه می کنند. پس حرف بزنید، با یکدیگر همدلی کنید و روش ابراز احساسات قلبی و افکار خود را با همسرتان پیدا کنید.

فواید ازدواج شایسته

فواید ازدواج شایسته

خانواده اولین و مهم ترین نهاد در تاریخ فرهنگ و تمدن انسانی و اولین مدرسه ای است که انسان در آن تعلیم می یابد و با اصول زندگی اجتماعی و روش تفاهم با دیگران آشنا می شود. بنابراین تقویت این مرکز، متضمن اعتدال و اعتلای جامعه است.اهمیّت و شأن والای خانواده به عنوان با هویّت ترین نهاد اجتماعی از دیرباز و خصوصاً قرون اخیر، موقعیت و مقام ممتازی را در بحث¬های مختلف حقوقی، اخلاقی، اجتماعی، تربیتی، پرورشی و… به خود اختصاص داده است.

اصول، ضوابط و راهکارهای مفید و سازنده مربوط به پیوند مشترک زن و مرد، به عنوان نخستین هسته تشکیل دهنده نهادهای اجتماعی، همواره مورد توجه تعالیم انسان ساز و سعادتبخش مبشّرین ادیان الهی بوده است و در این میان تعالیم حیات بخش اسلام از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.

ازدواج و یافتن گمشده

افلاطون در کتاب ضیافت خویش آورده است:

ارواح آدمیان در آغاز به صورت کروی و کامل بود. آن گاه هر کدام به دو نیمه شده و از هم جدا شدند و از آن پس، هر یک به دنبال نیمه گم شده خویش می گردد. با پیوند زناشویی، آدمی به گم شده خویش می رسد و آرام می گیرد.

این حکایت نمادین صرف نظر از جنبه افسانه ای آن، در مقام اشاره به این حقیقت است که همان گونه که اگر انسان چیز گران بهایی را گم کند، همواره در نگرانی به سر می برد و با پیدا کردن آن به آرامش می رسد، در امر ازدواج نیز آن دلهره و سرگردانی پیش از ازدواج، با دست یافتن به همسر مناسب و دلخواه، به آرامش و خرسندی تبدیل می شود. حقیقتی که در قرآن کریم این گونه بدان اشاره شده است:

وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجًا لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَ رَحْمَهً.(روم:۲۱)

و از نشانه های او این است که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آن آرامش بیابید و در میانتان محبت و رحمت قرار داد.

در آخر این آیه، خداوند، «محبت» و «رحمت» را دو رمز بقای این آرامش به دست آمده در سایه ازدواج معرفی می کند. در اثر محبت قلبی به همسر، خلق و خوی شایسته، ملاک پایداری زندگی به شمار می آید و اموری چون زیبایی ظاهری و سرمایه، در مرحله بعدی اهمیت قرار می گیرد. ویژگی رحمت نیز موجب چشم پوشی و گذشت از لغزش های همسر و دل سوزی و خیرخواهی در حق او می شود. در نتیجه، آرامش راستین بر زندگی همسران صاحب رحمت و محبت حاکم می شود. افلاطون در این باره می گوید:

آدمی وقتی به نیمه خود می رسد، حس رقت و محبت و دوستی پیدا می کند و اگر بتواند، نمی خواهد یک لحظه از نیمه خود جدا شود.

انگیزه درست برای ازدواج

در حدیثی از پیامبر می خوانیم: «ازدواج [تنها] به انگیزه جمال و ثروت شخص مقابل، به ناکامی انسان می انجامد». بنابر این سخن داشتن انگیزه درست در امر ازدواج، کام یابی حقیقی در امر زناشویی را در پی خواهد داشت. اگر رابطه زناشویی، به انگیزه ای والا و براساس عشقی پاک و پیروی از عقل بنا شود؛ چشم پوشی از غیر همسر، دلدادگی، فداکاری، خرسندی و عیب پوشی را به ارمغان خواهد آورد.

در حقیقت، «ازدواج های سست به طور کلی، هر نوع ازدواجی است که هدف آن بر مقاصد عالی و ملکوتی ازدواج منطبق نباشد و در ارکان آن نتوان نیت پاک، همکاری، محبت، ایثار و خلاقیت را جست وجو کرد. ازدواجی که به منظور سودجویی و رسیدن به مال و منال یا جاه و مقام صورت گیرد، سست و کم دوام است؛ زیرا چه بسیار حساب ها و پندارها که غلط از کار درآمده یا حوادث پیش بینی نشده که غلط از آب درآمده است».

«برای اینکه ازدواج به معنی حقیقی کلمه ازدواج باشد، باید بر پایه معنویت ها استوار باشد. ازدواج، ازدواج نیست، مگر اینکه یک مرد با زنی [و برعکس] به خاطر ثروت، مقام اجتماعی و یا ترفیع منیت خود ازدواج نکند».

تشویق خدا و رسول

قرآن کریم می فرماید: «وَانْکِحُوا الاَْیامی مِنْکُم وَالصّالِحینَ مِنْ عِبادِکُم وَاِمائِکُم اِنْ یَکُونُوا فُقراءَ یُغْنِهِمُ اللّه ُ مِنْ فِضْلِهِ وَاللّه ُ واسِعٌ عَلیمٌ»(نور:۳۲)

مرد و زن با توجه به نیازهای روحی، عاطفی، جسمی و جنسی ای که دارند، مکمل یکدیگرند و برای داشتن زندگی گوارا و سعادتمند، جفت شدن و در کنار یکدیگر قرار گرفتنِ این دو، اجتناب ناپذیر است.

ازدواج یک علت تامّه برای دینداری نیست؛ بلکه زمینه مناسبی برای حفظ و استمرار دینداری است

تنها شیوه ای که هر یک از زن و مرد می توانند با آن دیگری را به بهترین وجه، تکمیل کنند و به خواسته های روحی و روانی همدیگر پاسخ مناسب بدهند، ازدواج است. از اینرو، در نزد خداوند بهترین و محبوب ترین بنیان و سازه که دربردارنده شرط اساسی سعادت بشر است، همین ازدواج می باشد.

رسول اکرم صلی الله علیه و آله در این باره می فرماید: «ما بُنِیَ فِی الاِْسْلامِ بِناءٌ اَحَبَّ اِلَی اللّه ِ عَزَّوَجَلَّ، وَاَعَزَّ مِنَ التَّزْویجِ؛ در اسلام هیچ بنایی ساخته نشده که نزد خدای عزوجل محبوب تر و ارجمندتر از ازدواج باشد.»(۱)

آثار ازدواج

۱٫ حفظ دین

پیامبر ختمی مرتبت صلی الله علیه و آله یکی از آثار ازدواج را چنین برمی شمارد: «مَنْ تَزَوَّجَ فَقَدْ اَحْرَزَ شَطْرَ دینِهِ فَلْیَتَّقِ اللّه َ فی شَطْرِ الثّانی؛(۲) کسی که ازدواج می کند، نیمی از دینش را حفظ کرده است. پس برای احراز نیم دیگر باید تقوای الهی را پیشه کند.»

کسی که ازدواج می کند، راحت تر می تواند غرایز جنسی خود را کنترل کند و این عاملی را که قادر است مانع انجام فرایض و موجب اشتغال فکری و روانی او گردد، از سر راه بردارد. در عین حال، باید به این نکته توجه داشت که ازدواج یک علت تامّه برای دینداری نیست؛ بلکه زمینه مناسبی برای حفظ و استمرار دینداری است و یک جوان می تواند با استفاده از شرایط مساعدی که در اثر ازدواج برایش فراهم آمده، تلاش کند تا دین خود را حفظ و کامل کند.

۲٫ یاری خداوند

رسول خدا صلی الله علیه و آله می فرماید: «حَقٌّ عَلَی اللّه ِ عَوْنُ مَنْ نَکَحَ اِلْتِماسَ الْعِفافِ عَمّا حَرَّمَ اللّه ُ؛(۳) هر که به منظور پاک نگه داشتن خود از آنچه خداوند حرام کرده است ازدواج کند، بر خداست که او را کمک کند.»

کسی که نیازهای جنسی خود را از طریق حلال که همانا ازدواج است برآورده کند و این سبب شود تا در این خصوص، مرتکب حرام نشود، خدای تعالی بر خود لازم دانسته که او را یاری کند؛ ولی این تضمین الهی شامل کسی که پس از ازدواج هم درصدد انجام اعمال نامشروع است و یا به انگیزه های غیرالهی مانند: رسیدن به مال و منالِ طرف مقابل و یا فخرفروشی و مباهات ازدواج می کند، نمی شود.

۳٫ ایجاد مودّت و محبّت

خداوند متعال در بیان آثار سازنده پیوند زناشویی می فرماید: «وَمِنْ آیاتِهِ اَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ اَنْفُسِکُمْ اَزْواجا لِتَسْکُنُوا اِلَیْها وَجَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّهً وَرَحْمَهً اِنَّ فی ذلِکَ لاَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّروُنَ»؛(روم، ۲۱)

پس از گذشت مدت کوتاهی از ازدواج، چنان علقه و وابستگی بین زن و شوهر به وجود می آید که در بیشتر موارد، هر یک از آنان، همسرش را بر خود مقدم می دارد و حاضر است خود متحمل رنج و آسیب شود؛ ولی همسرش از رنج و زحمت در امان باشد. از اینرو، استعدادهای درونی زوجین در خصوص دوستی و محبت نمودن به یکدیگر کاملاً شکوفا شده و روز به روز رشد می کند؛ مرد با بیان مطالبی که در طول روزمایه نگرانی او شده و یا درد دل با همسرش، آرامش پیدا می کند و با شنیدن درد دلهای طرف مقابل، سعه صدر می یابد و این چنین، اگر هر دو سعی در حذف امور اختلاف انگیز و جزئی نمایند و گذشت را پیشه کنند، به مرور بر این حس دوستی و محبّت افزوده می شود و اساس و پایه بنای خانواده محکم می گردد.

۴٫ فزونی روزی و نیکویی اخلاق

رسول اکرم صلی الله علیه و آله در بیان یکی دیگر از فواید ازدواج می فرماید: «زَوِّجُوا اَیاماکُم، فاِنَّ اللّه َ یُحْسِنُ لَهُمْ فی اَخْلاقِهِم وَیُوَسِّعُ لَهُمْ فِی اَرْزاقِهِم وَیَزیدُهُم فِی مُرُوّاتِهم؛(۴)

شخص متأهل احساس مسئولیت بیشتری کرده و بر فعالیتش می افزاید. به همین جهت، رزق و روزی بیشتری عایدش می شود. همچنین با ارضای مشروع غرایز جنسی به نوعی خود را تخلیه می کند و در اثر آن، آرامش و خلق و خوی نیک می یابد. همه این مواهب و آثار را خداوند متعال در امر ازدواج قرار داده است و خودداری از ازدواج و یا غفلت از آن به دلایل واهی، انسان را از دست یابی به این نعمات و برکات محروم می کند.

پی نوشتها:

۱- بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۲۲۲، ح۴۰٫

۲- میزان الحکمه، ج۲، ص۱۱۷۹٫

۳- کنزالعمّال،ج ۴، ص ۴۴۴، ح۴۳ .

۴- بحارالانوار، ج۱۰۰، ص۲۲۲، ح۳۸٫

منابع:

ازدواج آسان، مجله مبلغان : مرداد۱۳۸۳، شماره ۵۶٫

برخی رمز و رازهای ازدواج شایسته، مجله طوبی :اسفند ۱۳۸۵، شماره ۰۱۵

در اهمیت ازدواج، پایگاه حوزه: تیر ۱۳۸۵٫

شأن دینی و اجتماعی ازدواج، مجله نامه جامعه : دی ۱۳۸۴، شماره۱۶٫

نگاهی گذرا به پیوند زناشویی در اسلام، مجله فرهنگ جهاد : بهار ۱۳۸۲، شماره ۳۱٫